تبليغاتX
دیکته دیشب




















دیکته دیشب

داستانهای زندگی.

این کامپیوتر ما کلا از رده خارجه


روز تولد!

آیا این روز را می توان روزی زیبا و خاطره انگیز دانست؟

حالا که به نیمه راه یا آخر آن یا چیزی بیش از نیمه رسیدی بر می گردی و به راه رفته ات دوباره نگاه می منی.نه ناراضی نیستی.چون بیشترش را خودت انتخاب کرده ای اما نگرانی.این راه راهی است نرفته و با یک کلیک اشتباه میفتی تویه سایت دیگه.اونوقت هر چی می خونیش نمی فهمی.
نگاه می کنم می بینم خیلی چیزها از زندگی یاد گرفته ام اما خیلی کارها باید بکنم.من می خواهم انسانی محکم باشم/انسانی مصمم/انسانی آرام/انسانی بی توقع/انسانی بسیار بخشنده/انسانی با حال/و می خواهم که فرزندانم آدمهای خداجو و خدا دوستی باشند/می خواهم امنیت و سلامت داشته باشند/...

پس باید نقشه ام دقیق باشد و قابل پیش بینی با لحاظ در صد خطا.

روز تولد زیباست از آن جهت که بزرگترین فرصت به من داده شده.اما به خودی خود سالگردش خاطره انگیز نیست مگر اینکه من در این سال کاری کرده باشم یا با کسی آشنا شده باشم که به رشدم کمک کند.

روزی جشن گرفتنی استکه بگویم:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وندر آن نیمه شب آب حیاتم دادند

نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 8:47 توسط صبا حسینی| |

سلام
سلام به شکوفه و شکفتن.

می بینی که شکوفه ها چه آرامش و لطافتی را در گیسوی باد می آویزند و تو را به انتظاری شیرین فرامی خوانند؟

انتظار با بار نشستن.به بار نشستنی که هر سال می آید و تو می دانی که پس از آن همه بارهایی که شیرینسش را چشیده ای تنها در داغی طاقت فرسای تابستان مزه می دهد و باز می دانی که بار دیگر خزان رنگارنگ همه برگها را می چیند و دوباره همه شاخه ها لخت و آویزان می شوند اما کجا دلت می آید که از این انتظار شیرین زندگی چشم بپوشی؟

امسال هم آمده و منتظر است تا بازی جدیدی را با تو شروع کند.

اما آیا قواعد بازی را می دانی؟

روانشناسان تلاش بسیاری کرده اند تا این قواعد را به صورت علمی تقدیم بشر کنند ولی همه حرفها در آنجا نیست.

در ماست.ما قواعد بازیهای خلقت را باید بشناسیم تا به آرامی برسیم.یکیش همین تجدید و انتظار است.

در قرآن اگر خوب بخوانیم خیلی از قواعد آمده مثل اینکه اگر نیکی کنید به خودتان کرده اید و اگر بدی هم ...باز به خودتان.

آیا این قانون طلایی برای امسال نمی تواند در لحظه هایم چشمک بزند؟

دوستان منو ببخشید خیلی شرمنده ام.کامپیوتر در خانه ما دوباره مشکل پیدا کرده و اصلا نمی تونم وارد سایتها و وبلاگها بشم.امید وارم زودتر حل بشه و بتونم جوابهای پیامهای دلنشین بهاری همتونو بدهم.الان هم در کافی نت نشسته ام.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 12:7 توسط صبا حسینی| |

آخیش بالاخره از بی اینترنتی دراومدم.

در این ایام نوی سال همیشه لذت نشستن زیر سایه ی شکوفایی غنیمتی است برای من.

من اما در این آغاز سال در تهران بودم.شهری که ۴۰ .و اندی سال در آن بوده ام اما نمی دانم که دریاچه هایی دارد و فضاهایی وحشی برای دیدن.امسال در عین دید و بازدید هایی بعضا کسالت بار و بعضا زیبا و بیاد ماندنی به تهران هم رسیدم.تهران با همه دیدنیهایی که در خلوت بهتر به چشم میاید.

سال همه خوب و پر برکت

نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 20:40 توسط صبا حسینی| |


Design By : Night Skin