دیکته دیشب
داستانهای زندگی.از امروز تا فردا.من متعالی.معلم...خبرنگار
عید غدیر مبارک باد فقط زمانی سلولهای سرطانی تکثیر می شوند که سیستم ایمنی ضعیف یا بیمار بشه و یکی از این راهها ضعف نفسه. مرد فقط یک مرد بود.به او می گفتند آقا بزرگ! سایه بزرگان بر سر شما مستدام باد
ای پس از سوئ القضا حسن القضا
اما سیستم ایمنی اونها رو می بلعه و نابود می کنه
اگر آدم آرام و راضیی هستین بدونین که سیستم ایمنیتونو دائم تقویت می کنین...
پدر دست مرد را گرفت و با اینکه همه می شناختنش بردش بالا و گفت :بچه ها من به سفر می روم.سفری دور.../این مرد بالای سر شماست. به حرفش گوش بدین و اطاعت کنین.
هر کی منو دوست داشته این آقا بزرگ رو هم دوست داشته باشه...همه خوشحال شدن.آخه آقا بزرگ خیلی بزرگوار و شجاع و مهربون بود.اما همه از رفتن پدر ناراحت شدند.
اگر سایه آقا بزرگ بر سر بچه ها می ماند کاروان به سلامت می رفت...اما آقا بزرگ خیلی زود خونه نشین شد...
پ.ن۱:امروز می رم خونه لاست دستینی
پ.ن۲:ورد پرس هم کامنتمو خورد
| Design By : Night Skin |

