تبليغاتX
دیکته دیشب




















دیکته دیشب

داستانهای زندگی.

خیلی وقت نیست.

حتما رای بدهید با آگاهی کامل.

تو رو خدا جدی بگیرید

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:18 توسط صبا حسینی| |

سلام.گاهی آدم لازم داره به خودش برگرده و خودشو ببینه.من این روزها کم می رم تو اجتماعات و کم کار های پر هیجان می کنم.
انگار ۴۰ سالگی مرحله درونی شدن خصوصیات رو می طلبه و البته در کنار اون نقش های بسیار زیاد و از سویی فکر کندن از فضای دنیا.
این روزها خودم رو دقیق و عمیق زیر نظر قرار می ئدهم تا گفته نابجایی دز کلامم نباشد و رفتار نابجایی بروز ندهم.می خواهم خودم را آنطور که دوست دارم بسازم.
از دوستانم عذر می خوام به دلیل خرابی کامپیوتر خانه که نمی تونم بهتون سر بزنم اما از نوشته هاتون انگار خودتونو می بینم.همتون باعث دلگرمی هستین.از فاطمه و مریم و لاست دستینی و سامیه و نسل چهارمی و سینما آزادی تا آگاه و احسان ولی زاده و گنبد نیلی و تاتا و اکالیپتوس و دوستان قدیم مثل اثر انگشت...

اگه کامپیوتر بخریم امسال تند تند میام دیدنتون.منو فراموش نکنینا!
معلم و روزنامه نگار روزی پیش از این

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:26 توسط صبا حسینی| |

انتخابات برای ملتی که دموکراسی را بدون حزب تجربه می کند فقط یک بازی.

مثل ذوق زده شدن بچه ها از تخم مرغ شانسی.بازیی که حتی نمی دانی از این یک حق رای چگونه استفاده کنی.

این بازی حالا چند تا بازیگر حرفه ای هم داره.

و چند تا بازیگر دغلباز سوئ استفاده گر.

قاعده هاشو بلدیم؟

نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:37 توسط صبا حسینی| |


Design By : Night Skin