تبليغاتX
دیکته دیشب - سلام ای دوستان




















دیکته دیشب

داستانهای زندگی.از امروز تا فردا.من متعالی.معلم...خبرنگار

سلام.گاهی آدم لازم داره به خودش برگرده و خودشو ببینه.من این روزها کم می رم تو اجتماعات و کم کار های پر هیجان می کنم.
انگار ۴۰ سالگی مرحله درونی شدن خصوصیات رو می طلبه و البته در کنار اون نقش های بسیار زیاد و از سویی فکر کندن از فضای دنیا.
این روزها خودم رو دقیق و عمیق زیر نظر قرار می ئدهم تا گفته نابجایی دز کلامم نباشد و رفتار نابجایی بروز ندهم.می خواهم خودم را آنطور که دوست دارم بسازم.
از دوستانم عذر می خوام به دلیل خرابی کامپیوتر خانه که نمی تونم بهتون سر بزنم اما از نوشته هاتون انگار خودتونو می بینم.همتون باعث دلگرمی هستین.از فاطمه و مریم و لاست دستینی و سامیه و نسل چهارمی و سینما آزادی تا آگاه و احسان ولی زاده و گنبد نیلی و تاتا و اکالیپتوس و دوستان قدیم مثل اثر انگشت...

اگه کامپیوتر بخریم امسال تند تند میام دیدنتون.منو فراموش نکنینا!
معلم و روزنامه نگار روزی پیش از این

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:26 توسط صبا حسینی| |


Design By : Night Skin